یک فیلم چندلایه و چند محور.
رابطه پسری نوجوان با زنی بزرگتر از خود که در فلاش بک های طولانی روایت می شود (مالنا
و سینما پارادیزو ). جنگ جهانی دوم و دادگاه های پس از آن برای محاکمه جنایات جنگی
و نسل کشی ها. کلاس درس وکالت و سرگیجه ی بین عشق و تعهد، غرور و حقیقت، شرم و
رازآلودگی و بسیاری مفاهیم انتزاعی و اخلاقی دیگر که در هم پیچیده اند. شکاف بین
نسل ها از دیروز تا امروز. و محور اصلی فیلم که نه مبارزه با فاشیسم و یا بی بند و
باری و یا قوانین و بروکراسی سخت سهل نگر که پیکار با بی سوادی را در لایه ای نازک
و شکننده و الاستیک نشان می دهد. کدام بی سوادی؟ کدام جهل؟ انسان آگاه، همان که
درد می کشد. درد می کشد و تحمل می کند.
پ.ن: شاید بهترین کار کیت وینسلت نباشد از نظر من ولی یکی از بهترین بازی هایش هست. اسکار گرفته است دیگر،
اسکار. کم حرفی نیست.
No comments:
Post a Comment