Tuesday, July 19, 2022

WESTWORLD (2016-2022)

 

وست ورد یا دنیای غرب سریالی است در ژانر علمی تخیلی با سویه های روان شناختی و فلسفه علم. در این سریال جذاب و پرکشش که این روزها شاهد انتشار فصل چهار آن هستیم با فراز و نشیب روایی و به تناسب نیاز، خرده روایت های فراوانی روبروهستیم که در نگاهی کلی موضوعاتی چون جاودانگی، هوش مصنوعی، خیر و شر، سفر در زمان و مکان را به عنوان پایه های روایت کلی در نظر گرفته و با ایده نجات دهنده موعود به عنوان یک نظریه همه پسند، پیچیدگی داستان را به سوی پایانی امید بخش هدایت می نماید. به شما پیشنهاد می کنم سریال را از فصل اول و با دقت تماشا کنید و در نتیجه گیری از رویدادها و قضاوت پیشداورانه پرهیز ننمایید. در این سریال می توانید قدرت تخیل خود را به شدت محک بزنید و از اکشن و درام به میزان کافی بهره مند شوید. با بیشترین حد امکان به تخیل واقع گرایانه بپردازیم چون وست ورد سریالیست که همیشه حرف تازه و نظریه علمی فوق العاده ای برای ارائه دارد. از خیال پردازی نترسید و زنجیره تصورات و رویدادهای تکراری هر روز را پاره کنید.

IMDb

Thursday, September 28, 2017

Doctor Strange (2016)



هالیوود رفته است به جست‌وجوی افسانه‌های بریتانیایی. جادو و دنیای پنهان جادوگران در ادبیات داستانی بریتانیا و ریشه ­ای که در سینمای آن دوانده است دست از سر مخاطبان برنمی‌دارد. حتی اگر به شرق دور سفر می­کند باز سنت خیر و شر در نبرد بین جادوی سیاه و محافظان انسانیت را با خود به آنجا برده به شکل و شمایل بودائیان رنگ‌آمیزی کرده؛ همان قصه­ی تکراری را تکرار می­کند. ایده­های خوبِ کوچکِ فیلم را تلف می‌کند میان بازسازی اغراق‌آمیز از فیلم‌های علمی-تخیلی هالیوودی. اصلاً یادمان هست که داستان فیلم چه بود؟

Monday, September 25, 2017

American Crime Story (2016)

«فرض کنید که او.جی گناهکار است، آیا تونستن ثابتش کنن؟ نه، نه، نه و نه.» رأیی که پس از حدود یک سال تلاش دادستان‌ها و وکلای مدافع طی 4 ساعت صادر شد. تبعیض نژادی معکوس برای اولین بار. برای اولین بار یک سیاه‌پوست در امریکا به دلیل سیاه‌پوست بودن تبرئه شد نه به دلیل بی‌گناه بودن. نادر بودن این محاکمه به این دلیل بوده است. نه بزرگی جرم یا متهم یا هر چیز دیگری؛ اما کشش سریال به دلیل تعلیق در گره‌گشایی نیست. سازندگان فیلم با نشان دادن دقیق روابط انسانی و احساسات ضدونقیض طرفین دعوا بیننده را به شخصیت‌های ماجرا نزدیک می‌کنند و قدرت سریال در نشان دادن همین احساسات است. شک، حسد، درماندگی، عصبیت و عصبانیت. احساسات انسانی که درنهایت منجر به رأیی احساسی می‌شود نه منطقی.

Monday, April 18, 2016

Lust och fägring stor (1995)

نسل خاطره انگیز نوجوانانی با شلوارهای گشاد و تجربیات انتزاعی از دوران بلوغ رو به انقراض است. عشق به دانستن و درک روابط خانوادگی به همان شکل متعالی که می اندیشیم باید شکل بگیرد، قربانی زندگی پلاستیکی و مصنوعی این روزهای مان شده است. دیگر کسی جوراب پشمی یا ابریشمی نمی پوشد. مردان به زنان بدل کار پناه می برند و زنان گروگان مردان کوچک و معصومی می شوند که انتهای نیازشان بودن است. یا حتی فقط احساس بودن. خانواده... پدر ... مادر ... برادر ... در طوفان جنگ مدرنیسم، در زیر دریاهای سهمگین، در راه پله های فرار از روزمرگی، در زیر مشت های سنگین حریف پوست کلفت امروزی، با همه کمبودها و نیاز ها و تبعیض ها به پیش می رود.
سکانس خروج قهرمانانه ی پسرک با دنیایی که قرار است پس از این برای خود خلق کند مرا به یاد حیاط مدرسه شبانه روزی فیلم چهارصد ضربه تروفو انداخت. با همان جسارت.
imdb

Sunday, April 17, 2016

The Reader (2008)

یک فیلم چندلایه و چند محور. رابطه پسری نوجوان با زنی بزرگتر از خود که در فلاش بک های طولانی روایت می شود (مالنا و سینما پارادیزو ). جنگ جهانی دوم و دادگاه های پس از آن برای محاکمه جنایات جنگی و نسل کشی ها. کلاس درس وکالت و سرگیجه ی بین عشق و تعهد، غرور و حقیقت، شرم و رازآلودگی و بسیاری مفاهیم انتزاعی و اخلاقی دیگر که در هم پیچیده اند. شکاف بین نسل ها از دیروز تا امروز. و محور اصلی فیلم که نه مبارزه با فاشیسم و یا بی بند و باری و یا قوانین و بروکراسی سخت سهل نگر که پیکار با بی سوادی را در لایه ای نازک و شکننده و الاستیک نشان می دهد. کدام بی سوادی؟ کدام جهل؟ انسان آگاه، همان که درد می کشد. درد می کشد و تحمل می کند.
پ.ن: شاید بهترین کار کیت وینسلت نباشد از نظر من ولی یکی از بهترین بازی هایش هست. اسکار گرفته است دیگر، اسکار. کم حرفی نیست.

Saturday, June 21, 2014

The Prey (2011)

سینمای فرانسه، خوب، سینمای خاصی است برای خودش. فیلم های پلیسی و کاراگاهی خوبی هم دارد. اما هر فیلم مهیج و خوش ساختی که بسازد که فوق‌العاده از آب در نمی آید که. بدیهی است؟ می‌دانی؟ می‌دانم. فقط جهت ثبت مکرر در تواریخ گفتم که یادمان نرود. آزار دهنده است گاهی. ساده، یک‌خطی و زود حل‌شو.

Keeping the Faith (2000)

این گذر از سنت به مدرنیته و تقابل مذاهب با زندگی مدرن گویا دغدغه ی آقای ادوارد جوان بوده که به عنوان تنها فیلم کارنامه کاریش بهش پرداخته و البته خودش در نقش دلپذیر پدر مقدس و با گذشت و دوست داشتنی ایفای نقش کرده. در کنار بن پر جنب و جوش و دختر تلویزیونی آن سال ها دارمای به یاد ماندنی. خلاصه آقای بازیگر خودش را هم از کرم فیلم ساختن و هم زدن حرف های گنده خالی کرده است. خالی ها.